رفتن به محتوا

فقهی

۱۰۶ پرسش و پاسخ شرعی

۱۰۶ پرسش در این باب یافت شد.

آیا کرم صورتی که خانم ها برای صاف کردن پوست صورت استفاده می کنند ، مصداق آرایش صورت است که باید از نامحرم پوشانده شود ؟

منع شدن مطلق آرایش مورد تامل است زیرا در روایت معتبره انگشتر طلا و سرمه جزء زینت حساب نشده بلکه آن زینت و آرایشی که سبب . حرام افتادن و فساد باشد حرام است ، مضافا اینکه کرم ضد آفتاب که برای جلوگیری از آسیب پوست استفاده می شود یا کرم ضد چروک و از این قبیل زینت حرام محسوب نمی شود . والله العالم

طبقه بالایی بیمارستانی اتاق زایمان است و از همراهان بیمار به هیچ کس اجازه نمی دهند که همراه بیمار بماند ، حتی به خانم ها . در این طبقه زنان باردار بدون پوشش هستند ؛ این در حالی است که دانشجو و یا دانشجویان مرد در این طبقه حضور پیدا می کنند و لازم به توضیح است در این بیمارستان به حد کافی پزشک و ماما و پرستاز زن و دانشجوی زن وجود دارد و جان بیمار نیز در خطر نیست . لطفا حكم موارد زیر را بیان فرمایید : یک ، حکم مشاهده و دیدن این زنان توسط دانشجویان مرد چیست ؟ دو ، حکم معاینه و دست زدن به شکم زن بدون پوشش چیست ؟ سه ، معاینه و دست زدن داخل لگنی زنان توسط دانشجو و یا دکتر مرد چگونه است ؟ چهار ، اگر شوهر زنی راضی نباشد که مرد زنش را معاینه کند حکم آن چیست ؟ در حالی که کارکنان بیمارستان چنین اجازه ای هم نمی گیرند .

پاسخ یک ، با وجود دکتر مماثل استفاده از دکتر مرد جایز نیست مگر اینکه جان مریض به خطر افتاده و دکتر زن قادر به مداوا نباشد . پاسخ دو و سه ، با وجود دکتر مماثل مشاهده و معاینه توسط دانشجوی مرد جایز نیست ، فقط در مقام اضطرار و نبودن دکتر زن و یا عدم توان وی جایز است . پاسخ چهار : معاینه توسط دکتر مرد با وجود دکتر زن جایز نیست و رضایت شوهر مدخلیتی ندارد ؛ ئولین بیمارستان و اطباء محترم موظف هستند که این حدود شرعی را رعایت کنند زیرا نوعا بیمارانی که به بیمارستان مراجعه می کنند در اثر مرض و درد متوجه این نکات نیستند نه اینکه نمی خواهند این حدود اجراء شود لذا این تکلیف بر مسئولین امر متوجه است . والله العالم

باسلام و عرض ادب محضر فقیه و مرجع عالیقدر؛ حضرت آیت الله العظمی سید محمد زنجانی: اینجانب کربلایی علی محمدی خادم هیئت و حسینیه کلثومیه اعظم تهران، پدرم بیکار بوده و پنجاه سال با مادرم کار کردم و هشت خواهر و برادر را بزرگ کردیم، زمینی در شرکت مخابرات به حقیر دادند و چون به پدر علاقه مند بودم به نام احترام و امانت نزد پدر خود گذاشتم و پدر میخواست این زمین را حسینیه کند که عمرش کفاف نداد و من توفیق پیدا کردم زمین را طی این چند دهه مبدل به حسینیه کرده و محل اقامه عزا و شعائر اهل بیت علیهم السلام و نشر و ترویج تشیع و خدمت به محبان اهل بیت علیهم السلام و عموم مردم کنم و شهود متعددی دارم که هم زمین را گرفته ام و هم پول زمین شهری را داده ام و هم زمین را ساخته و آباد کرده ام(الارض لله و لمن عمرها)، منتهی تعدادی از خواهرها و برادرهایمان که از معنویت دور شده و تشنه مال دنیا شده اند ادعای واهی کرده اند چون زمین را به پدرمان هبه کردی این زمین بعد از او متعلق به ما نیز هست و میخواهند این حسینیه مقدسه ای که سالها در آن طاعت خدای تعالی و حجج الهی شده و پایگاهی مستقل برای عموم شیعیان و موالیان امیرالمومنین سلام الله علیه بوده از من بگیرند، با سوال مفروض اگر زمین را در زمان حیات پدر به والد هبه کرده باشم تکلیف مالکیت زمین چیست و اگر به مرحوم والد امانت داده باشم تکلیف چیست؟ به امید فرج حضرت دوست کربلایی علی محمدی داعی و حامی وکلای محترم حضرت در زمان غیبت

باسمه تعالی ۱. چنانچه واهب مال یا ملکی را به ذوالنسب ( پدر ، مادر و … ) هبه شده باشد ، حق رجوع از هبه ندارد و در فرض مذکور ، ملک مذکور از اموال پدر محسوب می شود ۲. چنانچه ملک مذکور به صورت امانت در ید پدر قرار گرفته باشد ، همچنان در ملکیت شماست و اما نیازمند تایید از سوی مراجع قضایی می باشد . والله العالم

فقهای بزرگوار در تعریف وقف فرموده اند : « حفظ العين و تشبيل المنفعه » ، با توجه به این که امروزه در اثر تحولات اساسی در اقتصاد کشور ، پول رایج مملکت دارای جایگاه خاص خود می باشد ، و چه بسا بسیاری از اشخاص مایلند بخشی از دارایی خود را برای منظور خیری وقف کنند ، خواهشمند است راجع به سؤال ذیل اعلام نظر فرمایید : آیا وقف وجه نقد ، که در حساب سپرده بانک قرار گیرد ، و منافع آن در چارچوب بانکداری اسلامی صرف اجرای نظر واقف شود جایز است ؟

تعریف مذکور برگرفته از روایت نبوی است پس به این معنی حقیقت شرعی دارد و این تعریف بر وقف پول و اسکناس منطبق نیست زیرا پول و اسکناس اگر چه عین است ولی از قبیل اعیانی است که منفعت آن در اتلاف آن است مثل مأكولات لذا وقف آن صحیح نیست ولی از راه دیگری می توان اقدام کرد که فایده وقف را داشته باشد . والله العالم

لطفا نظر مبارک خود را درباره سوال زیر مرقوم فرمایید : یک ، افراد خیر علاقه مند هستند بخشی از سهام موسسات و واحد های اقتصادی را وقف کند . آیا وقف سهام از نظر حضرتعالی صحیح است یا خیر ؟ دو ، افراد مایل هستند مقداری پول نقد را در راه خیر وقف کنند و با توجه به تبدیل آن ، مالیت آن را وقف می کنند تا ارزش مالی آن حفظ شود و چنانچه ارزش آن در حال کاهش باشد برای حفظ مالیت و ارزش آن ، آن را به مال دیگری تبدیل نمایند . آیا وقف مالیت صحیح است ؟ لازم به ذکر است که فقیه شهیر مرحوم آیت الله العظمی سید محمد کاظم طباطبایی یزدی ( ره ) در ملحقات العروه الوثقی وقف آن را صحیح می داند . ( مسئله 46 از فصل هفتم ( لواحق ) کتاب وقف ملحقات العروه ، جلد ۲ ، صفحه ۲۹4 ) . سه ، اگر واقف در صیغه وقف شرط کند که چنانچه منافع موقوف کم شود یا فروش آن به نفع باشد و یا شرایط دیگر ... متولی موقوف را به فروش برساند و آن را به مال دیگری تبدیل کند و دوباره آن را وقف کند ، آیا چنین شرطی صحیح است ؟ ( در کتب فقهی این امر از موارد مستثنای بيع موقوف مطرح شده است : ملحقات العروه ، جلد ۲ ، صفحه ۲۵4 ) .

ظاهر این است که وقف اسکناس درست نباشد زیرا تعریف وقف که « تحبيس الاصل و تسبیل المنفعه » است بر اسکناس صدق نمی کند زیرا عين و منفعت در اسکناس یکی است زیرا با مصرف شدن آن ، عین و منفعت هر دو از بین می رود و اسکناس یا اوراق بهادار با درهم و دینار فرق دارد زیرا دینار واحد پول طلا و درهم واحد پول نقره است که مالیت ذاتی دارند و اصل عین منفعت نبوده و ا الذا سید صاحب عروه ( قدس سره ) در فصل دوم در شرائط موقوف در مسئله ۵ فرموده : « اقوى جواز وقف الدراهم … » ، اقوى جواز وقف درهم و دینار است زیرا امکان انتفاع با بقاء عين مثل زینت و حفظ اعتبار است . » و آنچه در مسئله ۴۶ از فصل هفت لواحق تحت عنوان جوان وقف مالیت آمده ، مراد مالیت عین خارجی است که بر درهم و دینار صدق می کند ولی در اسکناس محل اشکال است زیرا اسکناس گر چه پشتوانه دارد و خود رأسا پول است منتهی پول اعتباری و لذا اگر اسکناس بسوزد پول از بین رفته و بالمال اصل و منفعت هر دو از بین می رود و عرفا اسکناس خود موضوعیت دارد . والله العالم

جناب مستطاب،مرجع عالیقدر جهان تشیع، حضرت آیت الله العظمی سید محمد حسینی زنجانی (دامت برکاته) با سلام و تحیات با فرض اینکه یک شخص هیچ مال منقول و غیر منقولی ندارد و در منزل مادری سکونت دارد و بعد از فوت مادر به واسطه ارث ، مالک آن خانه مادری میشود که در آن سکونت دارد، آیا این منزل که شخص و افراد تحت تکفل وی در آن ساکن است و هیچ مال دیگری نیز ندارد، جزو مستثنیات دین آن شخص است؟ مستدعی است نظر شرعی و حکیمانه خود را با توجه به فرض سوال صادر فرمائید. خداوند بر عزت شما بیافزاید ابراهیم گنجی قلیچی

اسمه تعالی بله منزل مذکور با فرضی که بیان شد، جزء مستثنیات دین می باشد . والله العالم

آیا حقوق بازنشستگی مرد که بعد از فوت او به خانواده او می پردازند ارثیه نیست ؟ و آیا نباید در باره آن قاعده نص كتاب الله « للذكر مثل حظ الأنثيين » رعایت گردد ؟

ظاهر این است که کسور بازنشستگی از باب ذخیره سازی نیست بلکه با برداشت آن دولت تعهد میدهد که حقوق وی را به خانواده بدهد لذا جزء ماترک محسوب نشده و پرداخت آن طبق مقررات دولتی است . والله العالم

سلام علیکم اعظم الله اجورنا و اجورکم بمصابنا بمولاتنا فاطمه الزهرا سلام الله علیها با عرض خسته نباشید و تحیّت سوالی از محضر مرجع عالیقدر داشتم جسارتا در صورتی‌که کسی توحید، نبوت، عدل، امامت و معاد را قبول کند اما وجوب حجاب را منکر شود؛ آیا با انکار این حکم از احکام شرعی، مرتد شده ویا از دین خارج خواهد شد؟ و آیا با انکار وجوب حجاب ، آثار کفر هم‌چون نجاست یا حرمت نکاح با زوجه مسلمه ویا آثار ارتداد هم‌چون عدم تورّث بر چنین شخصی بار خواهد شد؟ یا خیر ممنون می‌شم تا اگر امکانش هست حتّی المقدور شخص حضرت آیت‌الله پاسخگوی این سوال حقیر باشند ملتمس دعای پدرانه تان هستیم

اسمه تعالی حجاب ضروری دین است و منکر آن ، درصدد معارضه و عناد با دین باشد مرتد است اما آنچه که امروزه از سوی برخی معتقدین به اصول اعتقادی مطرح می شود و منکر حجاب هستند ، بر گرفته از عدم علم و توجه به مبانی دین در موضوع حجاب است و حکم جاهل قاصر را دارند و بیشتر در قالب شبهه است ، بر این اساس به استناد قاعده « الحدود تدرء بالشبهات» حکم ارتداد از آنان برداشته شد و موجب خروج از دین نمی شود. والله العالم

سلام الله علیکم خدمت عالم بزرگوار آیت الله العظمی حسینی زنجانی ، این حقیر فردی نوجوان هستم و متاسفانه بخشی از سن خود را بر کار های بیهوده گذرانده ام . کارهای شامل نگاه به نامحرم ، رفت و آمد با افراد ناشایست و ... لکن توفیق حضرت حق و حضرت حجت شامل این حقیر فقیر شد تا برای اسلام و در راه اسلام جهاد کنم ... سوال بنده این بود آیا حد الهی شامل این حقیر می‌شود و اینکه تمامی این کار ها قبل از سن ۱۵ سالگی صورت گرفته فی أمان الله

باسمه تعالی سلام علیکم چنانچه فردی مرتکب یکی از منکرات مشمول حدود الهی گردد و پیش از توبه به حاکم شرع یا قاضی منصوب از طرف وی مراجعه کند اجرای حد بر او واجب می باشد و چون شما قبل رجوع به حاکم شرع توفیق توبه یافته اید ، هیچگونه حدی بر شما جاری نمی گردد. والله العالم